الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )
464
كشكول شيخ بهائى ( فارسى )
1179 - اذن به رفع روايت شده : يكى از جهال ، آيه فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ « 1 » را قرائت مىنمود و « بيوت » را ، « بيوت » به رفع مىخواند . شخصى وى را گفت : « بيوت » مجرور است نه مرفوع . در جواب گفت : اى جاهل ! مگر ندانستهاى كه از جانب حضرت بارى تعالى كه فرموده : أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ « 2 » به رفع آن مأذونيم . 1180 - بازوى شمشيرزن از « صفدى » منقول است : عمر بن خطاب به « عمرو بن معدى كرب » گفت : شمشير مسمّى به صمصام خود را به من نما ! عمرو شمشير را به خدمت وى آورده ، آن را آزمون كرده ، مطلقا حدّتى در آن مشاهده نكرد . پس شمشير را باز داد و گفت : آنچه در وصف اين شمشير شنيدهايم ، آزمون كرديم ، آن نكتهء مشهور ، غلط بود . عمرو گفت : يا امير ! تو شمشير را از من خواستى ، بازوى شمشيرزن را از من نطلبيدى ! عمر از آن سخن در خشم شده ، او را مورد ضرب و شتم ساختند . 1181 - سيف الدوله روايت شده كه حضرت على - كرّم اللّه وجهه - در روز جنگ نهروان كه داخل به صف كفّار مىشد ، آنچه پيش مىآمد ؛ از پيش برمىداشت و به تيغ زهر آب داده ، آتش در خرمن هستى دشمنان خاكسار مىافكند و همچنين هر نوبت كه حمله مىبرد ، جمعى را از نعمت حيات محروم مىساخت . پس مىگفت : مرا ملوم مداريد و شمشير را ملامت كنيد و از ضرب مشهور آن حضرت ضربى است كه به مرحب زده ، كلاهخود وى را به يك شمشير دو حصّه كرده ، چنانچه « ابو حسن جزار » گفته در مدح « على بن سيف الدّين » يا « سيف الدوله » : اقول لسيفي مرحبا بتيقنى * بان عليا بالمكارم قاتله * * * به شمشير خود مىگويم : آفرين بر تو باد ! زيرا يقين دارم كه على با بزرگوارى تو را خواهد كشت .
--> ( 1 ) . سورهء نور ، آيهء 36 . ( در خانههايى است كه خدا رخصت داده كه ارجمندش دارند . . . ) . ( 2 ) . سورهء نور ، آيهء 36 .